این مصاحبه رو اختصاص دادم به بنت الهدی صدر که قراره تو دادگاه رسمی خودش محکوم بشه . دختر فعالی که شوخ طبعیش باعث جذابیت بیشترش میشه ، با اینکه هنوز ندیدمش ولی حس میکنم بهش نزدیکم ، و این هم به خاطر روحیه شاد و افکار پاکیه که داره . یه گفت گوی دوستانه باهاش داشتم ، در قالب مصاحبه ، بخونید شما هم به نکات جالبی خواهید رسید .
محبوبه بوجار:: خوب ، ابتداي امر خودتو معرفي کن خانم بنت الهدي صدر ؟
صدر : به نام خدا هستم , بنت الهدي صدر هستم بيست و اندي ساله هستم . دانشجوي كامپيوتر هستم . يه كم معلم و يه كم خبرنگار هستم .
محبوبه بوجار: اون انديش مهمه ها . بگو عزيز ، نگران عواقب بعدي نباش
صدر : بيست سال و 5 ماه . هنوز به نيمه نرسيده عزيز
محبوبه بوجار: پس هنوز انديش خيلي زياد نشده
محبوبه بوجار: خوب چرا به هر چيزي ناخنک ميزني ؟ معلمي ،خبرنگاري ،کامپيوتر ؟ ميتوني به همه اش برسی خوب ؟
صدر : اینجوریاس دیگه ! ولي گذشته از شوخي به همه اينهايي كه گفتم به شدت علاقه دارم . من رو زنده نگه مي دارن . : بله . سعي ام رو مي كنم . تمام تلاشم اينه كه يك انسان كامل باشم . اگر بدونم در كنار اين سه تا چيزهاي ديگه اي هم مي تونن كمكم كنن حتما مي رم سراغشون . از سختي راه واهمه اي ندارم . اما از خودم چرا. خيلي مي ترسم . بنابراين تلاشم رو مي كنم كه اول خودم رو بسازم و بعد راه رو هموار كنم و بعد هم دنيام رو بسازم . اگر بدونم كاري رو نمي تونم به درستي انجام بدم اصلا قبول نمي كنمش . اما اگر بدونم از پسش بر ميام و مسئوليتي رو قبول كنم تا پاي جونم واسش انرژي مي ذارم . ببين , اگه زياد از خودم تعريف كردم بزن تو سرم , رو در بايسي نكن , من آدم انتقاد پذيري هستم .
محبوبه بوجار: اختيار داري خانمي , شما بگو ، قضاوت رو ميزاريم به عهده خوانندگان . خوب به نظرت اين کارا به هم کمک ميکنن ؟ يعني به قول بزرگترا در راستاي همديگه هستن ؟
صدر : بله . من فكر مي كنم در راستاي هم هستن . در مورد سوالت يه چيز بگم
محبوبه بوجار: بفرما
صدر : يه روزي يه دوستي بهم گفت كه اگر خودت رو آدم كني , در درنيا يه آدم به آدما اضافه ميشه , وقتي تو بميري و نباشي , اون روز يه آدم از آدما كم ميشه , پس قطعا دنيا تكون مي خوره , چون تو آهسته آدم شدي و آهسته اضافه شدي , اما وقتي ميميري يهو كم ميشي , واسه همين اول خودت رو تكون بده تا بتوني دنيا رو تكون بدي . خدا خيرش بده . به اين حرفش احتياج داشتم كه بهم گفتش .
محبوبه بوجار: نصيحت کاملا خوب و عبرت آموزيه , تو بهش عمل کردي ؟ نه ؟
صدر : سعي ام رو مي كنم
محبوبه بوجار: اميدوارم که موفق بشي . خوب ، چند تا سوال شخصي , دوستات رو سعي ميکني بر اساس چه معياري انتخاب کني ؟
صدر : اول اين كه بتونن گذشت كنن , بعد اين كه صبور باشن , (از عجله به شدت نفرت دارم)اا بعدشم اين كه اين شرايط مال رفقاي فابريكمه . والا براساس يه حرف از شكسپير همه دوست من هستن , شكسپير مي گه در زندگي به همه عشق بورز به تعداد كمي اعتماد كن و به هيچ كس بدي نكن
محبوبه بوجار: و اگه اين خصوصيات رو نداشته باشن ، قطع ارتباط ميکني بلافاصله؟
صدر : من تا حالا با هيچ كس قطع رابطه نكردم , اگر قطع رابطه اي بوده از سمت كسي بوده كه در اين رابطه دو طرفه با من شريك بوده , دوستي خيلي حرمت داره .
محبوبه بوجار: بهترين خاطره دوران خبرنگاري ، معلمي و دانشگاه ؟ هر کدوم جدا جدا , تقلب هم نداريم
صدر : چش , يه كم وايسا , الآن مي گم , آخه كم نيستن , من خاطره بامزه زياد دارم كه همشونو دوست دارم , كدومشو بگم
محبوبه بوجار: هر کدوم رو که دوست داري
صدر : دوران خبرنگاري : يكي از بهترين خاطراتم مال افطاري خبرگزاريه ( ایسکای نیوز)
اون روز من به درخواست يكي از همكارانم بايد با دبير سرويس سياسي يه روزنامه (كه همكارم توش كار مي كردن) واسه خبرگزاري يه مصاحبه مي گرفتم . ايشون خانم بودن , و تا حالا با هيچ جايي مصاحبه نكرده بود , يادم نمي ره كه من به شدت اصرار مي كردم كه به سوالاتم پاسخ داده بشه و ايشون انكار مي كرد , شده بود سوژه , خودم خنده ام گرفته بود از اين همه اصرار , آخرش هم ايشون مصاحبه نكرد , و بنده اندر حسرت ركورد شكني موندم . يكي هم مربوط ميشه به سركار گذاشتن بچه هاي خبرگزاري , من عاشق رياضي هستم , يه روز تو نت داشتم سرچ مي كردم رسيدم به يه بازي نرم افزاري رياضي , توي اين بازي بايد دو تا عدد انتخاب مي كرديم و يكي رو منهاي برعكس ديگري مي كرديم و ... خلاصه تا انتها , منم رفتم سراغ سرويس ها مختلف و شروع كردم به عدد پرسيدن , بنده هاي خدا خبرنگارا با چه دقتي عدد رو مي گفتن , من آخرش با همون كلك مرغابيه بازيه ته و توي عدد رو در مي آوردم و بهشون مي گفتم , حالا هر كدوم از دوستان منو مي بينن مي گن دو تا عدد بگو لطفا .
صدر : خاطره دانشگاه:
از دانشگاه بهترين خاطره اي كه دارم مربوط به همين ترم اخيره , آخه من توي اين ترم كه تازه شروع شده خيلي سفر رفتم , به خاطر همين 3 - 4 هفته نرفتم دانشگاه , بنابراين بايد كل ترمم حذف مي شد به خاطر غيبت هام , از قضا فهميدم كه اي دل غافل حذف واضافه اضطراري رو عشق است , از طرفي توي پرينت من دو تا كلاس با هم تو يه روز و يه ساعته همين مسئله رو پيش معاون آموزشي دانشگاه كردم پيراهن عثمان كه اي آقاي فلاني چه نشسته اي كه پرينت من اين شكليه , خلاصه بنده خدا گفت اي بابا خوب توي پرينتت مي نويسم بري حذف و اضافه اضطراري به خاطر سفر برو همه كارهات رو رديف كن ما هم رفتيم يه پرينت جديد خوشگل گرفتيم و هو توتو , همه چي حل شد .
محبوبه بوجار: معلمي رو نگفتي که ؟
صدر : از دوران تدريس بهترين خاطره مربوط ميشه به روز امتحان اولين دوره تدريسم , قرار بود از بچه ها امتحان بگيرم , : چون نرم افزار درس مي دم , بچه هاي بايد پشت سيستم مي نشستن و عملي امتحان مي دادن , خلاصه من بچه ها رو يكي در ميون مي نشوندم پشت سيستم و قسم و ايه كه بچه هاي خوب و نازنين ... جون هوشنگ تقلب نكنيد , : اونا هم قول دادن كه چشم , ما اصلا تقلب نمي كنيم , من خوش باور هم قبول كردم , چشمت روز بد نبينه , اين بچه هاي دبيرستان منو مردن تا آخر امتحان , تمام دوره نرم افزار رو تو همون ساعت امتحان از هم ياد گرفتن , : و از من هيچ كاري برنميومد , هر چند كه قصد من هم ياد گرفتن اونا بود ,
محبوبه بوجار: جالب بود , خوب سوالات تک جوابي ، يه کلمه ميگم ، هر چي به ذهنت ميرسه بدون فکر کردن بگو , تقلب هم نداريم .
صدر : اي بابا , خانم معلم با ما هم .چشم
محبوبه بوجار: وبلاگ ؟
صدر : پلاك
محبوبه بوجار: گل ؟
صدر : پنج تا
محبوبه بوجار: محبوبه بوجار؟
صدر : هنگامه مفيد
محبوبه بوجار: خاتمي ؟
صدر : چهره اي قوي
محبوبه بوجار: احمدي نژاد ؟
صدر : خاكي
محبوبه بوجار: خرما؟
صدر : خيبر
محبوبه بوجار: فيلترينگ ؟
صدر : نيشخند
محبوبه بوجار: آزادي بيان ؟
صدر : سه نقطه
محبوبه بوجار: فمينيست ؟ يا نيسم ؟
صدر : سياه و كدر
محبوبه بوجار: فاطمه رجبي؟
صدر : نمي شناسمش
محبوبه بوجار: ![]()
بیت الهدی صدر :
اي وااااااي يادم رفت عشقولانه توست
محبوبه بوجار: ديگه تکرار نشه لطفا
صدر : چش
محبوبه بوجار: يه سوال تک جوابي ديگه ؟ شوراي امنيت ؟
صدر : خيانت محض
محبوبه بوجار: خوب ، آينده به نظرت چه رنگيه ؟ يا به چه گلي تشبيهش ميکني ؟ اين سوالات ديگه تک جوابي نيستن , ميخواي چيزي در موردش بگي آزادي کامل بيان داري
صدر : رنگ آبي , گل نرگس . آينده همين حالاست . : همين الآن . چيز دوري نيست . هر چند بر طبق يك تئوري كه دارم , به زعم من زماني وجود نداره كه خودم رو بكشم واسش , همه اونچه كه به نام زمان دارم به خورد زندگيم مي دم همش خودم هستم , نه كمتر نه بيشتر ,
محبوبه بوجار: پس بايد بگيم با اين توضيح گذشته هم يه جوراييش ميشه ؟ نه ؟
صدر : گذشته هم همين طوره , مي تونه برام منبعي از انرژي و اميد باشه , : و مي تونه به حساب نياد و الآن نقطه استارت باشه برام , از اين كه به خاطر گذشته , كه گذشته , ناله و ضجه بزنم نفرت دارم , اگر گذشته ام برام تلخ باشه ترجيح مي دم به حسابش نيارم , توكل به خدا در حال حاضر , فلله خير حافظا و هو ارحم الراحمين . سعي مي كنم در همه حال اميدوارم باشم . هميشه اميد به من اين حس رو مي ده كه ايمان دارم , وقتي ايمان دارم قوي هستم , و وقتي قوي هستم هيچ چيز نميتونه مانع من بشه , تا جايي كه بتونم آزادم و ديگران رو آزاد مي گذارم , اين يعني قوت محض .
محبوبه بوجار: کدوم يکي از وبلاگهايي که بهشون لينک دادي رو هميشه ميخوني و دوستش داري ؟
صدر : وبلاگ 6 نفر رو خيلي مي خونم كه لينك وب خودم هستن .
محبوبه بوجار: دلت ميخواد اسم ببري؟
صدر : عطيه هموني ، سيده زهرا جعفرآبادي،مريم جمشيدي، سيد حسين قوامي و سعيد كبيرمختار (حنيف) و وبلاگ شما
محبوبه بوجار: چه چيزي تو يه وبلاگ تورو جذب ميکنه ؟
صدر : بيشتر از هرچيزي نوع ديدگاه افراد و استقلالشون در انتخاب موضوعاته , از مطالب بي پروا استفاده مورد نظرم رو مي برم
محبوبه بوجار: آرمانت چيه ؟
صدر : خود آ
محبوبه بوجار: از کي الگو ميگيري؟ الگوي زنده ؟
صدر : از خودم و فطرتم , هر چيزي كه حس كنم من رو بالنده مي كنه , محصور به شخص خاصي نيستم .
محبوبه بوجار: فکر ميکني فطرتت پاک و بکر مونده ؟ همون فطرت حواي رانده شده از بهشت ؟
صدر : فطرت من همون چيزيه كه در عالم ذر بهم داده شده , چيزي كه در بين همه مشتركه , انسانيت متغير نيست . همه اصول انساني رو همه قبول دارن .
محبوبه بوجار: آخه فطرت بيشتر آدما لکه دار شده ، اگه بخوان ازش الگو هم بگيرن ، کن فيکون ميشه دنيا
صدر : فطرتي كه لكه دار بشه ديگه اسمش فطرت نيست .
محبوبه بوجار: چرا ديگه ، بهش ميگن فطرت لکه دار شده
صدر : فطرتي كه لكه دار بشه ديگه اسمش فطرت نيست . چون ديگه جز اين عبارتي نداريم كه باهاش بگيم " آي آدم ها از خود دور شده ايد .
محبوبه بوجار: من سوالام تموم شد . البته تو ميتوني در دفاع از خودت اگه چيز ديگه اي ميخواي بگي . وگرنه در دادگاه رسمي خودت محکوم ميشي به ادامه حيات .
صدر : ببخشيد كه به چونم تخم مرغ بسته بودم
محبوبه بوجار: استفاده کردم جدا ، بخصوص از يکي دو تا از جملاتي که به کار بردي ، حسابي حالشو بردم
صدر : ممنون . شاید یکی از عواملی که مشتاقم کرد تا توی این مصاحبه شرکت کنم این بود که طرفم تو بودی ، هميشه پايدار و قلمت مستدام . يا علي .